زیباترین حقیقت عشقمون

فهمیدم که تو هستی

1392/3/30 18:27
نویسنده : مامان نی نی
156 بازدید
اشتراک گذاری

 (92/1/19)یکی از فراموش نشدنی ترین روزهای عمرم خواهد بود.ساعت10:30 صبح بی بی چک گذاشتم و مثبت شد.تنها بودم و نمیدونستم چیکار کنم.یه لحظه میخندیدم ویه لحظه اشک می ریختم.انگار رو زمین نبودم.بدون اینکه به کسی بگم رفتم و ازمایش دادم.ساعت 4 بعد از ظهر اماده میشد.با خودم تصمیم گرفتم تا جوابو نگرفتم حتی به بابایی هم چیزی نگمعینک اما غافل از اینکه بابایی خیلی تیزتر از این حرفاست و همون دم در از قیافه و چشمای من فهمید که چه خبره.خیلی خوشحال بود ولی اونم میخواست اول مطمئن بشه.خلاصه ساعت 4 شد و با هم رفتیم ازمایشگاه و وقتی گفت مثبته هردومون از خوشحالی هنگ کرده بودیم.شب هم اونقدر بابایی تو خیابون چرخوندمون و جلوی ازمایشگاه بوق بوق زد که دیگه حالم داشت بد میشد

باورم نمیشد یه فرشته کوچولو داره درون من شکل میگیرهقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)